لسان الملك سپهر
2012
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
مهمانان ثريد مىكرد ، و ديگر « محجنى » « 1 » كه افزون از دو ذراع بود و « ممشوق » نام داشت ، ديگر محفره « 2 » كه « عرجون » نام داشت و ديگر عصائى و مىفرمود : اتكا بر عصا از اخلاق انبياست . و ديگر پلاسى كه دو لايه كرده شب بر آن تكيه مىفرمود ؛ و ديگر صاعى « 3 » كه بر آن اخراج فطره مىنمود . گويند : در خانه عمر بن عبد العزيز از متروكات پيغمبر بعضى مضبوط بود و آن سريرى بود و ديگر بالشى از اديم آكنده از ليف خرما ؛ و ديگر يك جفت موزه ؛ و ديگر قطيفهاى ؛ و ديگر آسيا دستى ؛ و ديگر كنانه « 4 » كه چند چوبه تير داشت ، اين اشياء را در خانه نهاده هر روز به زيارت آن مىشتافت ، و گاهى بعضى از بزرگان قريش را بدانجا برده مىگفت : « هذا ممّن اكرمكم اللّه تعالى و اعزّكم به » . وقتى بيمارى را كه كار صعب بود و بهبودى نمىيافت ، بعضى از آن قطيفه را در آب فرو دادند ، و از آن آب در گلوى بيمار بچكانيدند ، شفا يافت صلّى اللّه عليه و آله . و ديگر از اشياء رسول خدا دو انگشترى بود بر يكى نوشته بود : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه » و بر ديگرى نوشته بود « صدق اللّه » و انگشترى ديگر داشت كه نقش آن « محمد رسول اللّه » بود و لفظ « اللّه » بالا و لفظ « رسول » در وسط و لفظ « محمّد » را در زير نقش كرده بودند ، و بر مكتوبات بدين انگشترى خاتم مىزد و انگشترى را در دست راست مىكرد . و آن حضرت را سه كلاه بود : يكى كلاه « يمنيّه » و يكى « بيضا » و آن سفيد بود و يكى « مضربه » و آن دو گوش داشت و آن را در جنگها به سر مىگذاشت ، و در سفرها گاهى كلاه به سر مىگذاشتند بدون عمامه ، و گاهى عمامه بدون كلاه مىبستند ، و گاهى عمامه بر زبر كلاه مىداشتند ، و گاهى بدون عمامه و كلاه و ردا عيادت مرضى مىفرمودند . و ديگر عمامهاى داشتند كه « سحاب » نام داشت و آن را به على عليه السّلام عطا فرمود . و هرگاه على با آن عمامه در مىرسيد مىفرمود : اتاكم على فى السّحاب . گويند :
--> ( 1 ) . محجن : عصاى كج و هر چوبى كه سرش خمانيده و كج كرده باشند مانند چوب چوگان . ( 2 ) . محفره : آلت حفر ، بيل . ( 3 ) . صاع : پيمانهاى است كه بر آن احكام مسلمانان از كفاره و فطره دائر است و آن تقريبا سه كيلو است . ( 4 ) . كنانه : تيردان چرمين .